انسانیت و رسانه
31 01 2008در غزه انسانها را ميكشند. راديكالها در هر دوطرف، طرف مقابل را مسبب ميشناسند. كشورهاي دنيا هركدام از منظر «منافع ملی» در مقابل آن موضع ميگيرند. در كشور ما نيز همچنين. ناگهان وبلاگنويسي از آن سر دنيا مردمان كشورش/مان را به زشت ترين كلمات مزين ميكند؛ چراكه وبلاگنويسان اين سرزمين در برابر جنايات غزه، به اندازه كافي موضع نگرفتند. سريعا گروهي از وبلاگنويسان براي اين كه نشان دهند چندان هم در برابر جنايات غزه بيطرف نيستند كشتار انسانها را محكوم ميكنند.
قضيه ساده است: انسانيت ديگر آن چيزی نيست كه ما در ذهنهای خود داريم بلكه آن چيزی است كه رسانهها به خورد ما ميدهند.
كساني كه انديشههاي چپ دارند دنيا را با عينك چپ خود ميبينند.هرجا كه سمبل امپرياليسم(امريكا) حضور داشته باشد آنها نيز حضور پيدا ميكنند.امروز عراق، ديروز افغانستان و فردا…؟ براي آنها تنها امريكا مسئله اول و آخر است. به همين دليل است كه هرجا او باشد انسانيت در معرض تباهي است. مهم نيست كه انسانيت در كشور فيدل نانزنين چه سرنوشتي دارد.
ديگر سو نئوكانها هستند و طرفدارانشان.از نظر آنها تمام بدبختيهاي زمين و زمان روزگاری متعلق به كمونيستها بود وامروز راديكالهای مذهبي. اين راديكالها بايد در افغانستان و عراق تبديل به سوژه رسانهاي بشوند اما در كشورهايي مثل عربستان ميتوان آنها را ناديده گرفت. مهمتر آنكه اصلا انسانيت در خود امريكا و اروپا هيچگاه محل تعرض نيست.
اما درد اصلي اينها نيست. انسانيت نيز همچون تمام سوژههاي ديگر تبديل به امری رسانهاي شده است.هر اتفاقي در كشور ما ، امريكا، كانادا، اروپا ، امريكای لاتين جذابيت رسانهاي دارد. اما انسانيت در افريقا هيچوقت جذابيت رسانهاي ندارد. تنها زماني افريقا اهميت مييابد كه يكطرف دعوا امريكای كاپيتاليست باشد يا يك گروه راديكال مذهبي مسلمان. يا چاههای نفت نيجريه باشد يا سفيدپوستان افريقاي جنوبي. انگار قاره سياه مدتهاست از روی كره خاكی حذف شده تنها بدين علت كه جذابيت رسانهاي ندارد.
نوشتن در مورد تحولات داخل كشور كاري است كه از همگان ساخته است.تحولات امريكا، فلسطين، عراق و … لحظه به لحظه به تمام دنيا گزارش ميشود. اما بازهم اين افريقاست كه همانند هميشه قاره فراموش شده است.
هر وقت يك چپگرا از ظلمي كه در كشورهاي چپي رخ ميدهد انتقاد كرد؛ هر وقت يك راستگرا به نقض حقوق بشر در كشورهاي جهان اول خرده گرفت، ميتوان اميدوار بود كه شايد آن روز انسانيت تنها امری صرفا رسانهاي نباشد. شايد آن روز «فارغ از هر زنده باد و مرده باد» براي انسانيت در قاره سياه نيز قلمي به چرخش درآيد فارغ از اينكه جذابيت رسانهاي داشته باشد يا نه!


احسنت
در کل حرفتو قبول دارم.انسانیت رسانه ای شده! یعنی بهتره بگیم منطق و عدالت رسانه ای شده! و رسانه ها همیشه بازیچه ی ثروتمندان بودن و هستن
ممنون.
سلام جناب مزیدی قضاوت جالبی بود من موافقم من هم با مطلبی در باب ادبیات تشریفاتی ایران به روز کردم خیلی دوست دارم نظر شما رو به عنوانی یکی از کسانی که صادقانه قضاوت می کنند بدانم … علی بیاگوی
خوب بود ولي خوبتر طرز نوشتن شما بود.
چقدر قشنگ مينويسيد!
راستي شما با شريعتي نسبتي نداريد؟!
و خُب سوژه ای باسه ی این پست هایی که مثلا از یه دید دیگه ای می بینند نویسنده هاشون…
هیهات انسانیت….
کجایی؟
هر وقت چپگراها و راستگراهای عالم به این درک و شعور رسیدند که حقوق بشر مفهومی فراتر از ایدئولوژی، مذهب یا منافع ملی است، آنگاه میتوان امیدوار بود كه شاید آن روز انسانیت تنها امری صرفاً رسانهای نباشد.
ولتر معتقده که ذات عدالت و عدالت خواهی در وجود همه افراد بشر وجود داره …
نمیدونم … با این اوضاع دنیا …یا ولتر در مورد بشر خیلی خوش بین بوده، یا بعضی آدم ها دیگه جزء ابنای بشر نیستن . توجیح فیزیولوژیک این پدیده با شما!
تعریف کردن یا خرده گرفتن از کشوری به وسعت .12هزار کیلومتر مربع (اندازه استان اصفهان)و با جمعیت 11 میلیونی ( کمتر از شهر تهران ) زیر گوش آمریکا (180 کیلومتری) و سالها در تحریم و محاصره اقتصادی که شکر و پزشک و پرستار! تنها ممر معاش و کالای صادراتی این کشور است، چه دردی از انسانیت و عدالت در این کره خاکی را درمان میکند؟
کسی کشور چپ دومی را میشناسه ؟ تازه چپ و راست بودن کوبا هم خودش داستانیست!
[...] و رسانه ( دکتر مزیدی 
لینک به منبع تذکر: منبع غیردگرباش [...]
من همیشه فکر می کردم اول یک انسانم ، بعد یک مسلمان ، بعد یک ایرانی ، بعد ساکن استان ، بعد همشهری ، هم محله ، خانواده ، بعد خودم .
اگر دقت بشه اهمیت انسانیت خیلی برام بیشتره ، اما خودم رو بیشتر از همه دوست دارم .
اما راستش نه الان فرقی می کنه نه مهمه .
چاکر حاجی .