تهران: 40 سال بعد

24 02 2008

عكس زير را ببينيد و به سوالات پاسخ دهيد:

 

سوالات:

1- بنظر شما اينجا كجا مي‌تواند باشد؟

2- اگر اين نمايي از تهران در 40 سال آينده باشد بنظر شما كدام نقطه از تهران خواهد بود؟

3- فرض كنيد مجبوريد در نقطه‌اي از اين تصوير حضور داشته باشيد. كدام نقطه را بيش از همه مي‌پسنديد؟ بعبارتي اگر مجبور شويد در نقطه‌اي از اين تصوير كاشته گرديد كدام نقطه مطلوب شماست؟

4- حس شما نسبت به اين تصوير چيست؟

 

نكته اصلي: عكس را از سايت http://ffffound.com/ گرفتم.هدف از اين پست تبليغ اين سايت است. اگر تاكنون بدان توجه نكرديد زود دريابيدش كه غفلت موجب پشيماني است.

نه چندان بي‌ربط: اين وبلاگ مثلا بيش از 1100 مشترك دارد!!! در پست فعاليت گروهي كمتر از 15 نفر شركت كردند. البته كه شمايي كه الان اين خطوط را مي‌خوانيد جزء همان 15 نفر هستيد :)  :)  اما براي آن اندك افراد باقيمانده ( 1100 نفر مابقی) خواستم بگويم كه خوشحال مي‌شويم قدم رنجه كنيد و در اين امر خير  ما را ياری فرماييد.

گزارش وضعيت براي آن 15 نفر: تاكنون حدود 2114 دعوت‌نامه در طی دو روز ارسال شده است. اگر دقت كرده باشيد اين دو روز حجم پستهاي توييتر افزايش چشم‌گيری داشته است.به اميد ادامه اين روند در روزهاي آينده.

ما ز ياران چشم ياری داشتيم!


کارها

اطلاعات

24 جواب تا “تهران: 40 سال بعد”

24 02 2008
سولوژن (22:14:05) :

آیا دلیل‌ای دارد که فرض می‌کنید از بین ۱۱۰۰ نفر مشترک، همه‌شان با آرمان‌های شما هم‌سو هستند؟

24 02 2008
آرش زاد (23:47:30) :

دکتر ما که سایت را باز کردیم، عکسی به ما نشان داد بس نا جوانمردانه…! (این هم یکی از فواید مجردی است!)
اما در مورد عکس شما این را بگویم که من دوست داشتم در کنار آن بابانوئل می نشستم و ملت را نگاه می کردم…!
در مورد تهران بودنش هم چرا 40 سال بعد…؟
همین حالا هم خیلی جاها هستند که از این عمس قشنگ ترند…
کلا من نسبت به این عکس بی حس بودم…!
____
در این دو روزه مدام ایمیل های یوزر ها را جواب می دهیم. سرگرمی خوبی است…!

24 02 2008
ابراهیم حیدری (23:58:35) :

سلام دکتر جان
ج1. هر جایی می تواند باشد از جمله شهر بی آسمان خودمان، تهران.
ج2. باز هم هرجایی از تهران، از شوش تا نیاوران.
ج3. من دلم میخواد جام پیش اون دو تا عروسک بابانوئل باشه. ویووش از همه جا بهتره.
ج4. یه تقدیر محتوم
http://ffffound.com همه سایت جالبیه و لی خوراک های روزانه اش زیادی زیاده. معده ما کامپایل نمی کنه دکترجون… D:

25 02 2008
hamid88 (00:07:40) :

دکتر جان مطالبتون را میخونیم و دوست داریم.
ولی کماکان من اینو یه جور اسپم مدرن میبینم.
اصلا مثه همون دعوتنامه های اپلیکیشن های فیس بوک و اعتراض کاربرا و عقب نشینی فیس بوکه دیگه، مگه نیست؟

25 02 2008
خبرنگارافتخاری نیویورک تایمز (04:44:01) :

3- همین نقطه ای که عکاس ایستاده یا در بدتین حالت روی اون خط عابر پیاده که اتوبوس کنارشه! اما از این بالا نگاه کردن خیلی کیف می ده!
4- آخیی! خیلی فانیه(Funny)!

خب من هم جزو آن 1100 خوراک خوان این وبلاگم و از این پروژه فعالیت گروهی هم خوشم می یاد ولی از تویتربازی نه چندان! دلیلش عدم همکاری ام هم همینه. این دعوت نامه ها را هم اسپم نمی دونم…

25 02 2008
کمال (05:14:22) :

ما تویتر را که باز کردیم محیطش ( فونت و قیافه) بس دل ناچسب بود، خوشمان نیامد.

25 02 2008
میلاد (07:10:31) :

دکتر جان پروژه توییتر یک پروژه از همون اول شکست خورده است و به قولی مرده دنیا اومد . اگه می بینید که برای مثال از وردپرس استقبال خوبی عمل میاد چون سرویس های وطنی ضعف دارند و نمی تونن نیاز کاربر رو برطرف کنن اما با وجود توییترهای ایرانی مثل وی ویو و پیغامک و امثالهم که قابلیت آپدیت با موبایل و SMS و یا GPRS دارند کی میره به سمت توییتر که نمی توان از ایران با SMS آپدیتش کرد و باید حتما در محیط وب باشیم ؟! هر چند اصولا به سوالات من پاسخ نمیدید و وقتی هم پاسخ میدید می گویید متن را با دقت بخوانید اما بگم که این کامنت به جواب نیاز ندارد چون کاملا واضح و مبرهن است :)

25 02 2008
Adina (08:55:52) :

دکترجان همون اولش که فرمودید ما هم تو پروژه شرکت کردیم. خاطرم نیست چند نفر رو دعوت کردم اما هم جی‌میلم و هم یاهو همه رو دعوت کردم.

25 02 2008
فتحی (09:19:09) :

دکتر جان. دقیقا با میلاد موافقم. اصلا آمده بودم همین را بگویم :)

البته با اولش یک خورده مشکل دارم. توییتر هم خوب بود ولی با آمدن سرویس های وطنی شکست خورد. کلا توییترینگ با قابلیت SMS است که ارزش دارد.

25 02 2008
raoros (10:23:04) :

من کنار اون بابانوئل سمت راستم
بعدشم در مورد توییترهای ایرانی کاملا مخالفم، هیچ خوشم نیومد از محیطش، دوستای توییتر خودمون خیلی جالب ترن.

25 02 2008
maryamss (10:30:45) :

دکتر جان ما که تو همان توییتر اعلام کردیم برای 10 15 نفر دعوت نامه فرستادیم.(بماند که هیچکدام تا حالا تحویل نگرفتند)

25 02 2008
ژوبین آی تی (12:07:47) :

لیست من خیلی کوچولو بود! روم نشد بگم چند نفر دعوت کردم
:)
دکتر قضیه اون عکس چی شد؟ جواب ایمیل دومم رو که ندادید! لینک اصلی رو براتون فرستادم

25 02 2008
فتحی (14:47:20) :

رائوروس جان
شما از توییتر بازهای اصلی وبلاگستانی ( من که روز دست شما ندیدم ) به خاطر همین هم به توییتر عادت کردی. یعنی برای شما ارزشی ندارد مثلا از توی یک مهمانی بتوانی توییترتون رو آپ کنی؟

25 02 2008
رامین (15:29:10) :

چه جالب. توی عتم کامپیوتر ومبحث سیستم عامل دقیقن به همچین وضعیتی میگن deadlock
یا بن بست و براش همین مثال چهار راه رو میزنن.

25 02 2008
شیخ الشیوخ (16:22:22) :

ما که یه سر گذرمون افتاد به دهاتتون دیدیم همین الانشم همینجوره!!

25 02 2008
روانپریش (16:38:57) :

به تعداد ای میل های دعوت توییتر ، هر روز فحش میدم بهت / همسترات جز جیگر بزنن

25 02 2008
mhmazidi (18:32:18) :

@سولوژن: در متن بالا چه جمله‌اي اين احساس را در شما ايجاد كرد كه من فرض را بر هم‌سويي در آرمانها قرار داده‌ام.آنهم براي 1100 نفر؟ تنها نوشتم از بين 1100 مشترك فقط 15 نفر فعاليت كردند.آيا نوشتن اين جمله به معني درخواست هم‌سويي در آرمانهاست؟
@حميد: ارسال دعوت‌نامه امكاني است كه در بسياري از سرويسها وجود دارد حتي در خود جيميل .آيا جيميل دارد به نوعي ما را به ارسال اسپم تشويق مي‌كند؟ بنظرم اين رفتار مترادف با ارسال اسپم نيست. از اين جهت ارسال دعوت‌نامه در فيس بوك را با اين مورد يكي فرض نمي‌كنم، چرا كه در آنجا مكانيسمها متفاوتند اگرچه ظاهرا اندكي تشابه دارند.
@خبرنگار نيويورك تايمز: شما بر روی جفت چشمان بنده و تمام كاربران توييتر قرار داريد :)
@ميلاد: همانگونه كه فرمودي حرف حساب كه جواب نداره! اكثر فرمايشات شما هم از مقوله حرف حساب است و تنها بايد خواند و تامل كرد و آموخت.نياز به جواب نداره :)
@ روانپريش: شما در همه احوال در حال فحش دادن به من يا آن همسترهاي نازنين بودي و هستي. توييتر تنها بهانه‌اي دوباره است :)

25 02 2008
mhmazidi (18:38:22) :

خطاب به تمام دوستان: در متن بالا وقتي صحبت از 1100 مشترك شده و مقايسه آن با 15 نفر، در حقيقت دو گروه در ذهنم مجسم شده‌‌اند 1- كساني كه با اين عمل مخالف هستند: عزيزاني چون ميلاد و فتحي. احترام اين دوستان بجاي خود . مخاطب ان جمله اين دسته از دوستان نبودند.
2- كساني كه موافق هستند اما حوصله انجام اين كار را نداشتند: مخاطب ان نوشته اين گروه بوده‌اند.
طبعا تصور من -كه البته ممكن است كاملا غلط باشد- اين بوده كه تمام آن 1100 نفر در گروه اول نيستند كه اگر چنين بود هرگز آن جمله پاياني را نمي‌نوشتم.اميدوارم سولوژن عزيز متوجه نيت بنده شده باشند.

26 02 2008
Adina (07:34:42) :

دکتر یه مطلب نوشتم که چقدر راحت می‌شه از موبایل ایرانسل تویتر رو آپدیت کرد.
وریا هم فکر کنم به کردی یعنی باهوش.

26 02 2008
سولوژن (09:06:15) :

دکتر جان،
متشکرم از توضیح‌تان. به هر حال برداشت افراد از کلمات و لحن جملات متفاوت است.

26 02 2008
Farshad Palideh فرشاد پالیده (11:09:52) :

ما که هر روز هر روز پست ها رو با گوگل ریدر می خونیم ، اون هم چند بار چند بار چون از منابع مختلف و در فیدهای مختلف ،‌ همین پست ها رو می خونیم.

ولی وقت نمی کنیم بیایم و کامنت بگذاریم و نظر بدیم.
ما را معاف کنید…

27 02 2008
شیدا (19:26:41) :

دکی جان
پس یک پیشنهادی بده که حداقل از 1100 مشترک 1 درصد توش شرکت کنند
فکر کنم خیلی پیشنهادت جالب نبوده که استقبال نشده

14 06 2008
من بدون سانسور (10:13:55) :

من یک سوال راجع به پیغامک داشتم. آیا می توان مانند توییتر پیغامک را در وبلاگ قرار داد؟
آقای دکتر من شاید اینجا نبینم پاسخ شما را. در فرند فید یاتوییترم هم می توانید پاسخ بدهید یا در وبلاگم. می دانم که زحمت است . ببخشید.

1 07 2008
akram (05:52:01) :

سلام
دوست دارم توي اون خيابون خلوته باشم و از دور به گره خوردن ماشينها نگاه كنم

دیدگاه‌تان را بنویسید:

شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید : <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>