از فحش شنيدن لذت ببريم
آگوست 16, 2008
مخاطب اصلي اين نوشته كساني هستند كه خود را آیتینويس ميدانند. نه تنها آن را كتمان نميكنند بلكه به آیتینويس بودن خود نيز افتخار ميكنند.
دوستان! اگر اخبار مرتبط با اين حوزه را مرتب دنبال كرده باشيد، احيانا خواندهايد كه در همين چند روز اخير در وبلاگستان جهاني صحبت از امكانات جديدي در موويبلتايپ و وردپرس است كه اين دو سرويس بزرگ را با امكانات «شبكه اجتماعی» بيشتري غني كنند. همچنين در طي ماههاي اخير مرتبا شاهدبودهايد كه سرويسهاي مختلف وب با اين كه مجزا از هم رشد كردهاند اما در بين آنها تمايل ذاتي براي همگرايي مشاهد شده است. در نتيجه سرويسهايي كه روزی جدا از هم تصور ميشدند اكنون بسيار به هم نزديك گشتهاند.امروز صحبت است از همگرايي بسيار زياد بين توييتر ، فرندفيد، فيس بوك وبلاگنويسي ، گوگل ريدر خواني ، اشتراكگذاري، فليكر، يوتيوب و …. همه اينها از يك طرف موجب غناي بيش از پيش وبلاگنويسي ميشوند و از طرف ديگر مشكلاتي نيز به دنبال مياورند.
يكي از پيچيدهترين و سختترين اين مشكلات اين است كه up to date بودن كاري بسيار مشكل خواهد بود. شما براي به روز بودن مجبوريد اعمال وسيعي انجام دهيد. البته شما بهتر از من ميدانيد كه اگر اين كارها را انجام ندهيد به هيچ عنوان چيزي از ارزش كار شما كم نميكند. به عبارتي يك وبلاگنويس كه چندان هم «به روز » نباشد ميتواند يك وبلاگنويس بسيار بسيار بسيار خوب باشد، اما طبعا توصيه ميشود كه از ادعاي «به روز بودن» صرفه نظر كند.
اين تلاش باارزش شما براي همگام بودن با تغييرات انفجاري در كاربردهاي وب، طبعا در وبلاگ شما منعكس ميگردد. شما هر روز سعي ميكنيد مطلب جديدي به دانستههاي خود بيافزاييد و در اين بين ان مطلب را با دوستان خود در وبلاگتان درميان بگذاريد. خوانندگان شما تمايل دارند شما را پيگيري كنند.
از همينجاست كه مشكلات عديده من و شما شروع ميشود. از يك طرف سرعت تغييرات وب ديوانهوار بالاست و شما تمام تلاش خود را ميكنيد كه پابهپاي وب جلو برويد و اين را هم مرتبا در وبلاگتان منعكس كنيد. از ديگر سو ، خوانندگان شما شايد با وجود آيكيو و تواناييهاي بالايشان، تمايل نداشته باشند كه پابهپاي شما جلو بيايند. اين است كه گاه فاصلهاي ميافتد. فاصلهاي كه از يكطرف ممكن است موجب ناراحتي شما شود و از طرف ديگر موجب دلخوري خوانندگان شما.
قبول دارم كه همه ما تحت تاثير سرعت فوق تصور تغييرات، گاه «وب زده» ميشويم اما قبول ندارم كه« همه ما در همه لحظات» به قول منتقدان «جوگير» هستيم. اين فاصله منجر به همان دلخوري دوطرف ميشود. به همين دليل است كه در كنار رنجور شدن ما از سستي و كرختي حاكم بر سايرين، واكنشهاي منفي طرف مقابل نيز بروز مييابد.
واكنشهاي خوانندگان شما- خوانندگان مستقيم و غيرمستقيم شما- در همه موارد دوستانه نخواهد بود. گاه شما بايد آماج سختترين حملات قرار گيريد. تهمت «مافيای آیتی » كمترين چيزي است كه بايد تحمل كنيد. فراموش نكنيم سرعت تغييرات زياد وب به همراه خودش تغييرات ريشهاي در تمام مناسبات مجازي ايجاد ميكند.اين به مذاق كساني كه تمايل به آرامش و سكون طولاني مدت دارندخوش نميايد.
مخلص كلام: ظرفيت فحش خوردن خود را بالا ببريم. در درجه اول صبور باشيم. صبور و صبور و صبور . انتقادات ديگران را بشنويم و فحشهاي انها را با مهرباني تحمل كنيم.به آنها فرصت دهيم تا خودشان را با طوفانهاي تغييرات كمكم هماهنگ كنند.
فراموش نكنيم: فراموش نكنيم كه چرا شروع به وبلاگنويسي كرديم. شايد بتوان اين حس را در بين بسياري از ما مشترك يافت.در كنار لذت محض نوشتن ، يكي از مهمترين انگيزههاي اوليه ما براي شروع وبلاگنويسي انهم در زمينه آيتي اين بود كه در وبگرديهاي هر روزمان مطالب جالبي مييافتيم. دوست داشتيم اين مطالب جالب را در جايي منعكس كنيم و دوستان خود را در لذت استفاده از انها شريك كنيم.اين هدف هنوز هم مهمترين هدف ماست. اجازه دهيد صريحا اعلام كنم كه از مطالعه تكتك نوشتههاي شما لذت ميبرم. هنوز هم با لذت مطالب جالب را با دوستانم شريك ميشوم.
اما هدفمهايمان را لازم نيست محدود كنيم. من تمايل دارم علاوه بر دوستان خود ، اشخاص ديگري هم كه در وب حضور دارند را تشويق به استفاده از اين امكانات كنم. بديهي است كه هميشه روي خوش در انتظارم نيست.پس براي همين است كه سعي ميكنم و شما را نيز توصيه ميكنم تا :
« از فحش شنيدن لذت ببريم »


آگوست 16, 2008 at 12:06 ب.ظ
لایک برای عنوان مطلب و خود مطلب و ظرفیت بالا و صبر دکتر
آگوست 16, 2008 at 12:21 ب.ظ
آقاجون فحش نده! عیبه!
آگوست 16, 2008 at 12:21 ب.ظ
پی نوشت: دکتر جان، اسم صفحه اصلی یه ایرادی داره! اینطوری نوشته شده: “صفخه جلویی”
باید تصحیح بشه به “ح”!
آگوست 16, 2008 at 12:36 ب.ظ
لایک برای فحشهای آبدار
آگوست 16, 2008 at 12:54 ب.ظ
دکتر مطالب شما همیشه زیبا و جذاب هست
من یک چیز رو اضافه کنم
در یک کلمه اگه کسی می خواهد حرفه ای بنویسد رفتار خود را هم حرفه ای نگه می دارد
پس باید خود را با هر رفتاری سازگار کند
اگه کسی کار به کارش نداشته باشند . و همیشه نظرات افرین . افرین برایش ارسال کنند . که از نیجه خودش با خبر نمی شود
به نظر من هر وقت کسی پیشرفت می کند . طرفداران مخالف او هم زیاد میشوند وچون رفتار حرفه ای ندارند دس به ……….
پر حرفی کردم شرمنده
موفق تر از همیشه باشید
آگوست 16, 2008 at 12:57 ب.ظ
یک پیشنهاد هم داشتم که خیلی وقته تو ذهنم هست
می خواستم بدونم برای چی شما که همیشه از وب 2 می نویسید و تو این زمینه تخصص دارید
چرا طراحی ویژه ای برای سایت خودتون طبق وب 2 انجام نمیدید
یعنی یک طراحی وب 2
آگوست 16, 2008 at 2:11 ب.ظ
منتظر بودم یکی واکنش نشون بده! ولی دکتر جان فحش داریم تا فحش. این کلمه ی مافیا برای من که آی تی نویس محض نیستم و اصلا خودم رو وبلاگ نویس حساب نمیکنم خیلی آزار دهنده بود چه برسد به دوستانی که توی این زمینه فعال هستن. من متاسفم که بعضی ها از ادبیاتی استفاده میکنن که فضا رو نه تنها ملتهب که گنگ میکنه! باید توضیح بدن چطور پی به وجود این مافیای آی تی نویس ها بردن و ابعادش رو چطور توصیف میکنن؟ این چند روزه شاید ۱۰ بار نوشتم و پاک کردم ولی دلم نیامد به روش اینها جواب بدم که خوشبختانه کار درستی کردم. ممنون
آگوست 16, 2008 at 2:28 ب.ظ
واقعیتش من نفهمیدم این مافیا چرا برای بعضی آزار دهنده است و برای بعضی از آی تی نویس های دیگه شده مایه تفریح و خنده؟!من هم اولین بار که چنین لفظی به کار برده شد خوب احساس کردم شاید برای آی تی نویس ها خیلی سخت باشه اما این لفظ از طرف خیلی ازهمون ها مورد استفاده قرار گرفت.به هر حال من یکی که قصد رنجوندن کسی رو نداشتم اگر هم آی تی نویسی رو با این لحن آزار دادم واقعن متاسفم
آگوست 16, 2008 at 2:31 ب.ظ
لایک هم برای فحش شنیدن و کیسه بوکس شدن D:
آگوست 16, 2008 at 3:23 ب.ظ
مافیا که داریم گادفادر هم داریم , دن محمد حسین مزیدی هم داریم
آگوست 16, 2008 at 3:59 ب.ظ
سلام. خوشحالم که می بینم وبلاگتون اینقدر جالب و جذاب هستش. می دونین می خواستم یه چیزی رو مطرح کنم.زبان فارسی به خاطر منزوی بودنش و اینکه ما ایرونی ها روحیه اجتماعی ندارم مهجور مانده و مثلا در ویکی پیدیای عربی ما خیلی بیشر از ویکی پیدیای فارسی انتری داریم. حالا بحث در این مورد زیاد است.خواست خدا بعدها.
آگوست 16, 2008 at 4:29 ب.ظ
باهاتون موافقم. هميشه از خوندن نوشته هاتون لذت ميبرم.
آگوست 16, 2008 at 4:38 ب.ظ
فقط اومدم فحش بدم و برم
چیزم به عقیده ات دوکی
آگوست 16, 2008 at 6:56 ب.ظ
(;
آگوست 16, 2008 at 7:20 ب.ظ
عالی! همین ظرفیت فحش خوری رو بالا ببریم و نازک نارنجی نباشیم همه چی حل میشه. راحت میشه هر حرفی رو زد….
آگوست 16, 2008 at 7:21 ب.ظ
این هم یه جور موضع جدید برای روئین تن کردن خودته دکتر جون
آگوست 16, 2008 at 7:32 ب.ظ
سلام.
(صبور و صبور و صبور . انتقادات ديگران را بشنويم و فحشهاي انها را با مهرباني تحمل كنيم.به آنها فرصت دهيم تا خودشان را با طوفانهاي تغييرات كمكم هماهنگ كنند.)
خیلی به دلم نشست.
آگوست 16, 2008 at 10:27 ب.ظ
دکتر این مبحث پیچیده تر از اونیه که با یک پست مطرود و یک پست شما و چند تا لینک واکاوی بشه.
این وسط یک سری از حرفهای ایشون اشتباهه و یک سری از حرفهاشون درست. همین قضیه برای شما هم صادقه.
شما که اینقدر از وب 2 می نویسی قائدتا باید درک درستی نسبت به این مقوله داشته باشی. ابزار وب 2 مفهوم فلسفی ای داره که بعضی از سرویسهایی که به عنوان وب 2 در حال حاضر میشناسیم نه تنها به سود این مقوله نیست که کاملا به ضررش هست. این امکانات یک جورهایی من رو یاد سبک دادائیسم در گذار به سورئالیسم میندازه. ارزشی نداره و معنی ای هم ایضا، اما سرانجامش شاید به وب 2 ختم بشه.
حالا مشکلی که این وسط بوجود اومده اینه که تحت هیچ عنوان نباید وبلاگ رو مرکزی برای وب 2 در نظر گرفت. خیلی از بلاگر های نسل جدید این اشتباه رو می کنن. یعنی صرف اینکه وبلاگ جزو مفاهیم در راستای وب 2 در نظر گرفته شده فکر میکنند که حالا هر وبلاگی و وبلاگ نویسی باید بیاد و ابزارهای معرفی شده تحت عنوان وب 2 رو به کار بگیره که این کاملا اشتباهه.
باقی بحث جاش اینجا نیست.
موفق باشید.
آگوست 17, 2008 at 3:30 ب.ظ
[...] + از فحش شنیدن لذت ببریم (وب ۲) [...]
آگوست 18, 2008 at 8:24 ق.ظ
مطلب متفاوتي بود دكتر .
آگوست 19, 2008 at 4:23 ق.ظ
طراحی سایت فوق العاده ضایع هست با این که قالب خیلی ساده ولی خیلی دیر سایت لود می شه
آگوست 19, 2008 at 2:31 ب.ظ
[...] از فحش شنیدن لذت ببریم! برچسب ها: اخلاق, انتقاد, جامعه حقیقی, جامعه مجازی, [...]
آگوست 20, 2008 at 12:22 ب.ظ
صد البته ما اهالی پایین شهر وبلاگستان(بلاگفا نشینان) عادتمان شده که از چپ و راست فحش بخوریم. از خودی و غیر خودی! بدون خط کشی میان خودی ها و غیر خودی ها و حتا نخودی ها!!!
ولی ای کاش میشد تو وبلاگستان هم نظریه ی عیسی به دین خود و موسی به دین ابراهیم رو اجرا کرد….!
یه همچین نوشته هایی آدم رو اذیت میکنه. http://web3b.wordpress.com/2008/08/19/wordpress-and-blogger-invite/
حتا کسی که مثل من هم تو بلاگفا مینویسه و هم در هاست شخصی با نیروی وردپرس کار میکنه…
البته میدونم وطن پرستی و اینها ربطی مستقیمی به این داستان نداره ولی واسه خیلی از ماها که فحش خوردن رو فوت آبیم ، مرغ همسایه عجب غازیه!
آگوست 21, 2008 at 5:06 ق.ظ
به نظر من شما اساسا مشکل دارید. وبلاگستان فارسی رو به جای اینکه با مطالب هرچند کپی شده و ترجمه شده بیشتر غنی کنید، نشستید به این بحث های خاله زنک بازیتون ادامه میدید. اگه آی تی نویسین خب بسم الله بذارین ما ادامه مطالبتون رو دنبال کنیم، اگر نه ما بعد از این صابون دنبال کردن فید وبلاگهای آی تی-مرتبط رو دیگه به شکممون نمالیم.
آگوست 21, 2008 at 10:58 ق.ظ
در مورد بیماری حاد وبلاگ نویسی چیزی می دونید یه اصطلاح داره به نام سندرم حاد توهم وبلاگ نويسي يا ساوز(Severe Acute Webloger Syndrome) در مورد این مطلب سرچ کنید بد نیست احتمالا خوشتون میاد…..
آگوست 27, 2008 at 10:38 ق.ظ
خداییش اگه لذت می بری بزار چند تا فحش آبدار بدم؛ بیا این پشت تا بگم!
سپتامبر 2, 2008 at 5:10 ق.ظ
میدونی یه جورایی با مطرود موافقم ولی نه کاملا.موفق باشی.لینکت رو هم میزارم