ماهیت وب جدید-3
آگوست 20, 2008
همانگونه كه گفته شد تمام مطالب اين بحث، از اين به بعد برپايه تصويري است كه در پست قبل به آن اشاره شد.بدون ان تصوير اين بحث كاملا برايتان نامفهوم خواهد بود. قبل از شروع، اجازه دهيد چند نكته را يادآوري كنم:
هر كسي كه فكر ميكند مباحث مطرح شده اشكال دارند ميتواند نقدي برآن نوشته و در وبلاگ خودش منتشر نمايد.اگرهم وبلاگ نداريد ميتوانيد نقد خود را در صورتي كه همراه با منابع مستدل باشد در همينجا منتشر كنيد.
مطلب دوم: ماهيت وب جديد بسيار پيچيده است. ميتوان ان را از ديد فني تحليل كرد؛ تكنولوژيهايي كه در آن بكار رفته و … ميتوان از ديد تاريخي به ان نگريست.ميتوان تحليلي اقتصادي داشت و … در اينجا ما به بررسي ماهيت وب از ديد كاربران ان و نقش انها در قدرت گرفتن وب ميپردازيم. طبعا انتقادات شما اگر معطوف به بعد فني ماهيت وب باشد، جايگاهي در اين سلسله از مطالب نخواهد داشت.
اما برگرديم به تصوير گفته شده. تحليل جزء به جزء اين تصوير ميتواند راهگشاي بسياري از مفاهيم و مصاديق وب باشد. من از مركز اين تصوير شروع ميكنم:
conversation: قلب، هسته و مركز وب جديد را همين يك كلمه تشكيل ميدهد. اين كلمه تمام آن چيزي است كه بايد كل ساختار وب جديد را برپايه ان تحليل كرد.سري ميزنيم به ويكشنري(از هايدگر آموختيم كه معناي يك لغت تاثير فوقالعادهاي در درك ما از آن چيز خواهد داشت):
Expression and exchange of individual ideas; talking with other people
بيان و تبادل اطلاعات شخصي و صحبت كردن با ساير افرادهمان چيزي است كه ماهيت وب جديد را تشكيل ميدهد.برگرديم به تصوير مربوطه:
در زير كلمه conversation چند عبارت ديگر را ميبينيم:
« the art of listening,learning and sharing »
« هنر گوش دادن، اموختن و به اشتراك گذاشتن.»
اين كلمات را بايد با آب طلا نوشت. تك تك اين كلمات به دقت چيده شده است. شايد بنظر بيايد كه در اينجا كلمه speaking جا افتاده است. اما من معتقدم اين هوشمندي نويسنده را ميرساند كه عامدا «صحبت كردن» را نگنجانده است. او براي توصيف «گفتگو» از كلمه «هنر» استفاده ميكند. هنر «گوش دادن» هنر آموختن و هنر به اشتراك گذاشتن.
مهم نيست material شما چه باشد: متن، فيلم، ويديو، عكس، نظر، عقيده، فكر، احساس و …. هرچيزي در اينجا حكم ماتريال را دارد و شما بايد همانند يك هنرمند اين ماتريال را وارد «گفتگو» كنيد. بايد بياموزيم چگونه به ماتريالهاي مختلف گوش فرا دهيم .چگونه از انها ياد بگيريم و چگونه آنها را با ديگران به اشتراك بگذاريم.
معتقدم كه سخن گفتن( speaking )هنر والايي است كه تنها پس از انجام اين هنرهاي اوليه بايد ظهور كند. در تحليل نهايي، سخن گفتن بايد همانند چشمهاي جوشان از دل سه هنر قبلي به عرصه وجود برسد.
نتيجه: سخن گفتني كه در پس زمينه ان گوش دادن، اموختن و به اشتراك گذاشتن نبوده باشد، نميتواند بعنوان يك هنر ناب تجلي كند. در نتيجه هرگز نميتواند يك conversation كامل ايجاد كند.
حال كه آموختيم مراحل هنر گفتگو را؛ ميتوان در مورد ابزارهاي گوناگون گفتگو نيز كنكاش كنيم.
ادامه دارد….


آگوست 21, 2008 at 12:11 ق.ظ
این بحث فوق العاده است، پیشنهاد میدم یک برگه براش درست کنین و پست ها رو پشت سر هم بیارین تا یک مجموعه مناسب بشه و قابلیت ارجاع دادن هم داشته باشه.
آگوست 21, 2008 at 4:22 ق.ظ
جناب مزیدی به کلمه فوق العاده پرمعنایی اشاره نمودید
the art of listening,learning and sharing
این جمله فقط راه رسیدن هدف نهایی را به ما نشان میدهد که همانا share است که میتواند در قالبهای صحبت کردن و یا نگاشتن ظهور کند. حال راه رسیدن به گوشدادن و یادگرفتن را از کجا بیابیم؟
پیشنهاد میکنم در پست بعدیتان درباره روشهای درست گوش دادن و یادگرفتن مطالبی را بنگارید.
ممنون، استفاده بردیم.