ماهیت وب جدید-5
آگوست 24, 2008
برگرديم به تصوير پايهاي اين مباحث در اين مطلب. در اين تصوير حدود حكمرانی هر پرك تا كجاست؟ به بعبارتي مرز بين اينها ايا روشن و شفاف است؟ ايا وسعت قلمرو هركدام با ديگري يكسان است؟ شيوه تعامل اينها باهم چگونه است؟
بنظر ميرسد حد و مرز دقيقي بين اجزاء وب جديد، وجود ندارد. مثلا فلان سرويس اينترنتي در شروع كار خودش را يك سرويس شبكه اجتماعی معرفي ميكند اما كمكم ميبينيم كه تبديل ميشود به يكي از مهمترين مكانهاي تبادل و اشتراك لينك(يعني به نوعي رقابت ميكند با سرويسهاي مختص اشتراك لينك). از ديگر سو بسياري از سرويسهاي وب جديد امكانات شبكه اجتماعي را در بطن خود مهيا كردهاند. به همين دليل است كه گاه افتراق اينها و تقسيم بندي انها از نظر افراد مختلف، متفاوت است.
در مورد وسعت قلمرو هر كدام نيز ميتوان به روشني و وضوح ديد كه باهم يكسان نيست. مثلا قلمرو «شبكههاي اجتماعی» و ويديو بسيار بسيار گسترده است در صورتي كه مثلا قلمرو «ويكيها» محدودتر است.وسعت قلمرو يك مجموعه به نوعي ايجاد قدرت براي ان ميكند.مثلا هركسي به راحتي ميتواند بگويد كه در وب قدرت «فيس بوك» بعنوان يك شبكه اجتماعي قابل قياس با pbwiki بعنوان يك سرويس ارائه دهنده ويكي نيست. پس اگر بخواهيم تصوير فوق را براساس حوزه نفوذ سرويسها در بين كاربران-از نظر تعداد كاربران- ترسيم كنيم طبعا تصويري متفاوت خواهيم داشت.
از دو جمله بالا ميتوانيم يك نكته ديگر نيز استخراج كنيم: سرويسهاي پرتعدادبه مرور زمان به حوزههاي متفاوت از خود نيز دستاندازي ميكنند. مثلا فيس بوك هم اكنون تبديل به يك رقيب براي اشتراك گذاري لينكها شده است. از اين جهت ميتوان ان را رقيبي هرچند غيراختصاصي براي سرويسهاي اشتراك لينك درنظر گرفت.
اما نكته پاياني بسيار گسترده است: شيوه تعامل اين سرويسها با يكديگر چگونه است؟ اين سرويسها معمولا به صور مختلف با ديگر سرويسها تعامل پيدا ميكنند: آنها با سرويسهاي ديگري كه در حوزه خودشان فعال هستند در حال رقابت ميباشند.مثلا وردپرس با بلاگر. اما اين سرويسها رقابت مستقيمي با سرويسهاي با كارايي متفاوت ندارند. مثلا وردپرس تاكنون رقابتي با فليكر نداشته است.
از ديگر سو چيزي كه در وب جديد بسيار مهم است اين كه گرايش عمومي و همگاني در اين سرويسهابه سمتي است كه با بقيه سرويسها- گاه با سرويسهاي رقيب- ارتباط و connection برقرار كنند.براي مثال وردپرس سعي بسيار دارد تا براي هر سرويسي مثلا فليكر(از تصوير) يوتيوب (از ويديو) و … يك پلاگين ايجاد كند و به وسيله اين پلاگينها بين وردپرس و سرويسهاي گفته شده اتصال برقرار گردد. همچنين در فيس بوك، اكثر سرويسها با ايجاد يك اپليكيشن خود را به فيس بوك متصل ميكنند.
اين اتصال گاه بصورتي است كه بين رقبا نيز ايجاد ميشود مثلا گوگل سعي دارد تا با پروژه open social خود به اتصال بين سرويسهاي مختلف «شبكه اجتماعی» كمك كند. يا مذاكرات بسياري است كه سه شيوه اتصال متفاوت مربوط به سه سرويس مختلف يعني friend connect از گوگل ، facebook connect از فيس بوك و Data Availability از ماياسپيس با يكديگر تعامل داشته باشند.
پس: اگر ميخواهيد وب جديد را به خوبي در ذهن خود تحليل كنيد بد نيست تشبيهي از دنياي سياست را در ذهن بياوريد: ايجاد nation-state در قرون اخير + پديده گلوباليزيشن در دوران معاصر. يعني: از طرفي در داخل يك كشور گسستگي بين شهرها و قبايل و روستاها و نژادها از بين رفته و همگان زير پرچم يك دولت-ملت قرار ميگيرند.در اين حال كل آن وسعت جغرافيايي را – فارغ از نوع حكومتداري ان- يك كشور درنظر ميگيرند. بدين سان ما دنيايي ساخته شده از تعدادي كشور داريم. كشورهاي وب هركدام اسمهاي مختص خود دارند: فيس بوك – فليكر – يوتيوب ميتوانند مثالهايي از كشورهاي بزرگ و ابرقدرت باشند و به همين ترتيب شايد بتوان مثلا توييتر و فرندفيد را كشورهايي پيشرفته اما با جمعيت و وسعت كمتر در نظر گرفت.
اما همانگونه كه در بالا ذكر كردم دنياي كنوني –خوب يا بد، زشت يا زيبا- تحت سلطه پديدهاي است به نام گلوباليزيشن يا جهاني شدن. در مورد اين كه جهانيشدن خوب است يا بد؟ درست است يا غلط؟ جهاني شدن يا جهاني سازي؟ و …. سوالها و نظرات بسياري مطرح است. اما چيزي كه همگان برآن متفقالقول هستند اين كه بسياري از كشورهاي دنيا- اگر نگوييم تمام كشورهاي دنيا- متاثر از پديده گلوباليزيشن شدهاند.
در اين پديده كشورهايي مثل فيس بوك و يوتيوب از قدرت بسيار زيادي برخوردارند. شايد بتوان گفت يوتيوب قدرت بزرگي است كه تبادلات چندان وسيعي با ساير كشورها ندارد. اما فيس بوك علاوه بر قدرت دروني زيادش از حجم صادرات-واردات بسيار زيادي سود ميبرد.
نتيجه: دنياي وب به سمتي ميرود كه كشورهايي در حال شكلگيري هستند. بعضياز انها كوچك و بعضي بزرگند. بعضي از اقتصاد باز و بعضي از اقتصاد بسته استفاده ميكنند. گروهي حجم تبادلات فراواني با دنياي بيرون دارند و گروه ديگر كمتر با دنياي بيرون خود ارتباط برقرار ميكنند. هستند كشورهايي كه تمايل به گسترش وسعت خاك و جمعيت و امكانات خود دارند. در اين بين ممكن است كشورهايي كه خود را با مقتضيات روز هماهنگ نكرده باشند كوچك و كوچكتر شوند و هر روز ضعف بيشتري برآنها حاكم گردد. اندك تفاوتي است بين دنياي واقعي با كشورهاي وب: در وب كمتر پيش ميايد گزينههاي نظامي و اشغال خاك صورت گيرد(يا لااقل من بخاطر ندارم). چيزي كه در وب رخ ميدهد جابجايي ثروتهاي مادي و انساني كشورهای وب است.
ادامه دارد….


آگوست 24, 2008 at 2:40 ب.ظ
Tanks for New Post
آگوست 24, 2008 at 3:32 ب.ظ
The “buying out” phenomena can be regarded as examples of ‘occupation’ such as non-violent buying out of Youtube by Google, or Microsoft’s attempt to buy Yahoo which became almost militantly violent.